به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام و المسلمین عبدالکریم بهجتپور، مفسر تفسیر تنزیلی قرآن کریم اول شهریور ماه در ادامه سلسله جلسات تفسیر خود به آیه 84 سوره بقره «
وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ» پرداخت. متن سخنان وی به شرح زیر است:
این سخن به بررسی آیات مربوط به بنیاسرائیل و ادعاهای واهی و متکبرانه آنان میپردازد؛ ادعاهایی نظیر این که آنان گمان میکردند تنها در بازه زمانی بسیار محدودی دچار آتش جهنم خواهند شد و سایرین همگی جهنمی هستند. در پاسخ به این پندار، خداوند فرمود هر کس گناه کسب کند، یقیناً جهنمی خواهد بود. در ادامه، آیات به مصادیق گناهان آنان، بهویژه پیمانشکنیها و خطاهای بارزشان اشاره دارد.
در آیه ۸۳، به هشت میثاقی پرداخته شده که آنان باید به آن پایبند میبودند و در آیه مورد بحث، به عهد و پیمانهایی اشاره شده است که نباید میبستند اما بستهاند. بنابراین، این آیات ترکیبی از میثاقهای «ایجابی» و «سلبی» هستند که اگر هر جامعهای به آنها عمل کند، رستگاری مییابد و در غیر این صورت، گرفتار آتش خواهد شد.
در اینجا سخن از یک «جامعه و هویت جمعی» است و نه یک فرد. در آیه ۸۴، خداوند دو نکته حیاتی را به عنوان میثاق بیان کرده است: «لا تسفکون دماءکم...»؛ یعنی حرمت خونریزی و حرمت اخراج مردم از زندگی و کاشانه و دیارشان. طبق آیه ۸۰ به بعد، آنان ادعا کردند: «لن تمسنا النار الا ایاما معدوده» (آتش به ما نمیرسد مگر روزهایی اندک)، اما پاسخ الهی این بود که شما عهدهایی با ما بستید، اما آیا به آنها عمل کردید تا از جهنم در امان بمانید؟ در همین راستا میتوان گفت که شیعه بودنِ حضرت علی(ع) تنها در یدک کشیدن این نام نیست، بلکه باید پیروی واقعی از ایشان باشد تا رستگاری حاصل شود.
یهودیان معاصر پیامبر، میثاقهای مربوط به عدم خونریزی و اخراج افراد از دیارشان را زیر پا گذاشتند؛ لذا خداوند مستقیماً آنان را خطاب قرار داده است تا یادآور شود که آنان ادامهدهنده مسیر بنیاسرائیل هستند و هر تکلیفی که بر دوش گذشتگانشان بوده، بر دوش آنان نیز هست.
برای نمونه، یهودیانی که با «اوس» پیمان داشتند، طعمه یهودیانی شدند که همپیمان «خزرج» بودند و بالعکس؛ و بدین ترتیب میثاقشکنی کردند. البته این میثاق بر اساس آیات دیگر، شامل مواردی چون غیبت نکردن، ربان نخوردن و... نیز میشود. «ابن عاشور» در این زمینه اشاره کرده است که در کتاب مقدس و در ده فرمان نازل شده بر موسی (ع) آمده است: «دیگران را نکشید و نسبت به تصاحب خانه همسایه حریص نباشید».
در آیه ۸۴، کلمه «تسفکون» به کار رفته که نسبت به امر «غلظت» بیشتری دارد. همچنین استفاده از واژه «سَفک» به جای «قتل»، به معنای ریختن و جاری کردن مایعات است؛ بنابراین «یسفکون دماء» به معنای خونریزی گسترده است. گواه این معنا را میتوان در جنایات امروز رژیم صهیونیستی دید که هزاران کودک فلسطینی را کشتهاند یا در همکاری با آمریکا، صدها ایرانی را به شهادت رسانده و خون آنان را ریختهاند.
نکته دیگر در عبارت «دماءکم» (خون خودتان) است؛ به این معنا که بنیاسرائیل بخشی از جامعه خودشان را میکشتند. بدیهی است که وقتی بخشی از یک جامعه ویران شود، بخشهای دیگر نیز تحت تأثیر قرار میگیرند؛ بنابراین «دماؤکم» اشارهای به ضرورت انسجام و وحدت بنیاسرائیل است. البته این به معنای آن نیست که آنان اجازه داشتند خون دیگران را بریزند، بلکه ریختن خون هر انسانی قطعاً حرام است.
برداشت دیگری از «خون خودتان» این است که خون تمام انسانها (حتی غیر از بنیاسرائیل) را نریزید. امروز صهیونیستها نسبت به مسلمانان و حتی اقوام دیگر هیچ ترحمی ندارند. حتی برخی گروههای تکفیری در درون جهان اسلام نیز با تفکری مشابه، میپندارند که تنها آنان بر حقاند و ریختن خون هر کسی که غیر از آنها باشد، مباح است.
احتمال دیگر در مورد «دماؤکم» این است که وقتی خونریزی رواج یابد، هر گروهی از دیگری انتقام خواهد گرفت؛ لذا آتشافروزان باید بدانند که در نهایت خون خودشان نیز در معرض خطر است. برخی نیز از این آیه «نهی از خودکشی» را برداشت کردهاند، اما به نظر بنده این برداشت صحیح نیست و با سیاق آیه و آیات بعدی هماهنگی ندارد.
تأکید بر وجدان جمعی
عبارت «دماؤکم» (خون خودتان) دارای یک ارزش روانشناختی عمیق است؛ بدین معنا که هر فرد باید خون دیگران را همچون خون خود بداند. با این نگاه، بنیانی برای شکلگیری «وجدان جمعی» ایجاد میشود؛ به گونهای که اگر در سوی دیگر جهان خونی ریخته شود، گویی خون خودِ انسان در خطر است. در آموزههای اسلامی نیز بر این معنا تأکید شده است؛ برای نمونه، گفته شده کسی که صدای مظلوم و مسلمانی را بشنود و به فریاد او نرسد، در حقیقت مسلمان نیست.
در مواجهه با جنایات گروههایی چون بوکوحرام، تکفیریها و داعش، ما باید و باید احساس مسئولیت کنیم و همینطور میکنیم. در اینجا میتوان به نظریه «دورکیم» اشاره کرد که «همبستگی مکانیکی» را در جوامع سنتی مطرح نمود و بیان داشت که در این جوامع، مردم بهشدت پشتیبان یکدیگرند. این نگاه در قرآن کریم نیز جاری است، با این تفاوت که قرآن، شباهتهای محدود قبیلهای را به «معاهدات انسانی» گسترش داده است. این در تضاد با نظمهای لیبرالدموکراسی است که بر مبنای منفعت شخصی عمل میکنند و معتقدند تا زمانی که ضرری به آنها نرسد، دخالتی نخواهند کرد و موضوع به آنها مربوط نیست. در حالی که قرآن کریم بر حقوق بشر تأکید دارد و با عبارت «لا تسفکون دماؤکم»، پیام این است که همگی انسانها یکی هستند.
میثاق دوم، عبارت «وَلَا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ» است که بار دیگر نشاندهنده یگانگی بشریت است؛ یعنی همگان باید حرمت مال و جان یکدیگر را پاس بدارند. مرحوم طالقانی در کتاب «پرتویی از قرآن» در تحلیل این آیه میفرمایند که این موضوع باید در چارچوب «پیکره واحد اجتماعی» بررسی شود؛ زیرا اگر کسی خونش ریخته شود یا از سرزمینش رانده شود، گویی همگی کشته شده یا از دیارشان رانده شدهاند. ایشان با اشاره به تاریخ بنیاسرائیل میگویند که آنان حتی همدیگر را از بیتالمقدس اخراج کردند.
در ادامه آیه، تأکید جالبی بر این نکته است که این قوم، خود نسبت به شکستن این میثاقها اقرار دارند و شاهد این اتفاقات بودهاند. این اقرار، درست مانند اقرار یک مسلمان است که وقتی از او میپرسند «آیا نماز در اسلام واجب است؟»، پاسخ مثبت میدهد، حتی اگر خودش نماز نخواند. طبق نظر «ابن عاشور»، شما خودتان بر این پیمان، شاهد و معترف هستید. تأکید بر این مسئله نشان میدهد که میثاقهای «نریختن خون» و «اخراج نکردن از دیار»، موضوعاتی جزئی و حاشیهای نبودهاند، بلکه از محورهای مهم و ضروری در دین یهود بودهاند.
تفسیر عرفانی بر دیار
در تفاسیر عرفانی، وجهی لطیف به این موضوع افزوده شده است؛ با این پرسش که «دیار ما کجاست؟». بر اساس آیات قرآن، دیار حقیقی انسان، «عقبی الدار» و بهشت است. از این منظر، آیه به ما هشدار میدهد که خود را از بهشت دور نکنید؛ چرا که هر گناهی که انسان مرتکب شود، در حقیقت او را از دیار حقیقیاش دور میکند.
نکته دیگر اینکه، کرامت انسانی دارای دو مؤلفه اساسی است: نخست، حرمت جان انسانها و دوم، حرمت زندگی و کاشانهی آنان. در حالی که صهیونیستهای وحشی، در کشتن کودکان با یکدیگر مسابقه میدهند و هیچ کرامتی برای دیگران قائل نیستند، خانههای هزاران فلسطینی را نیز بهکلی ویران کردهاند. این در حالی است که در اسلام، اگر کسی در راه حفظ مال و خانهاش کشته شود، «شهید» است؛ اما این افراد پست و پلید، نه حرمتی برای خانههای مردم قائلاند و نه احترامی برای خون زنان، کودکان و سایر اقشار فلسطینی.
از نگاه تاریخی، بنیاسرائیل در دوران مدینه، معاهداتی شبیه به پیمانهای امروزی (مانند ناتو، ورشو یا جنبش عدم تعهد) با برخی قبایل داشتند، اما به این پیمانها متعهد نبودند. امروزه نیز میتوان دید که مثلاً سعودیها با درافتادن با یمن، خون مسلمانان را میریزند و برخلاف عهد الهی عمل میکنند. در دنیای امروز، پایبندی به معاهدات در عرصه بینالمللی باید بسیار حیاتی تلقی شود؛ با این حال، آمریکا و صهاینه به هیچ پیمانی پایبند نیستند، در حالی که ما بر اساس آموزههای اسلامی، به تعهدات خود در قبال دیگر کشورها پایبند میمانیم.
انتهای پیام