کد خبر: 4370667
تاریخ انتشار : ۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
حجت‌الاسلام شیرمردی مطرح کرد

وحدت اجتماعی در نگاه رهبر شهید، فراتر از توصیه اخلاقی و یک ضرورت عقلی و شرعی

یک پژوهشگر نهج‌البلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به تأکید رهبر شهید بر ظرفیت بی‌بدیل مردم و اهمیت تقویت وحدت اجتماعی و ملی در شرایط حساس کشور، گفت: وحدت در نگاه ایشان یک موضوع فرعی و مستحبی نبود، بلکه یک رکن اساسی و یک ضرورت شرعی و اجتماعی بود. در واقع اگر بخواهیم امروز این بخش از اندیشه رهبر شهید را بازخوانی کنیم، باید بفهمیم که جامعه بدون وحدت و همکاری میان اجزای خود نمی‌تواند مسیر رشد و پیشرفت را طی کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهج‌البلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه

نقش مردم در حفظ و استمرار نظام اسلامی و جایگاه آنان در بزنگاه‌های حساس کشور نیز، همچون مشارکت در عرصه حکمرانی، از محورهای مهم اندیشه سیاسی«رهبر شهید انقلاب» است. ایشان حضور مردم را به عرصه انتخابات و مشارکت‌های سیاسی محدود نمی‌دانستند و بر ظرفیت جامعه برای نقش‌آفرینی در شرایط بحران، دفاع از کشور، حفظ انسجام و عبور از تهدیدها تأکید داشتند؛ نگاهی که مردم را از مخاطبان سیاست به کنشگران اصلی صحنه‌های سرنوشت‌ساز تبدیل می‌کند.

در بخش نخست این گفت‌وگو، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدیدالله شیرمردی، پژوهشگر نهج‌البلاغه و مدرس حوزه و دانشگاه به مبانی دینی نقش مردم در حکمرانی، نسبت «امامت و امت»، حق تعیین سرنوشت، مشارکت سیاسی و جایگاه حقیقی مردم در نظام اسلامی پرداخت. در ادامه، وی با تبیین مفهوم «ملت مبعوث‌شده»، از نقش مردم در شرایط بحران، تاب‌آوری اجتماعی، حفظ و استمرار نظام اسلامی و نسبت آن با وحدت و انسجام ملی سخن گفته است که مشروح بخش دوم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم:


بیشتر بخوانید:


ایکنا ـ در شرایطی که کشور با بحران و تهدید خارجی یا داخلی مواجه می‌شود، نقش مردم در حفظ و استمرار نظام اسلامی چگونه تعریف می‌شود؟

اینجا دقیقاً به یکی از نکات بسیار مهم در اندیشه رهبر عظیم‌الشأن شهیدمان می‌رسیم. ایشان به نقش مردم در روزهای سخت و شرایط بحرانی توجه ویژه‌ای داشتند.

امیرالمؤمنین(ع) نیز در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر، مردم را در عرصه‌های مختلف پشتوانه حکومت معرفی می‌کنند. همین مردم هستند که در روز مبادا برای حکومت و جامعه اسلامی لشکر فراهم می‌کنند و از کشور دفاع می‌کنند.

در مسائل اقتصادی نیز مردم نقش دارند؛ همین مردم هستند که مالیات و خراج می‌پردازند و هزینه‌های اداره جامعه را تأمین می‌کنند. در مسائل اجتماعی و فرهنگی نیز همین مردم هستند که می‌توانند حماسه‌آفرین باشند.

بنابراین، مردم فقط در شرایط عادی و انتخابات نقش ندارند. در روزهای سخت، مردم مهم‌ترین پشتوانه نظام هستند.

ایکنا ـ این نگاه را چگونه می‌توان در سخنان رهبر شهید درباره حوادث و بحران‌های پیش روی کشور دید؟

نکته بسیار مهمی که ایشان مورد توجه داشتند این بود که وقتی برای این ملت مشکلی پیش بیاید، نباید تصور کنیم فقط نیروهای مسلح، نخبگان سیاسی یا امکانات و سرمایه‌های ذخیره‌شده هستند که باید کشور را نجات دهند.

تعبیر رهبر شهید این بود که خداوند مردم را برمی‌انگیزد؛ یعنی در شرایطی که کشور با یک تهدید جدی مواجه شود، خود مردم به میدان می‌آیند و نقش تاریخی خودشان را ایفا می‌کنند.

این مردم هستند که در روزهای سخت وارد میدان می‌شوند و کار را تمام می‌کنند. این همان نقش حقیقی مردم در نظام اسلامی است؛ نقشی که نه تزئینی است، نه صرفاً انتخاباتی و نه محدود به روزهای عادی.

مردم، صاحبان و پشتوانه اصلی این نظام هستند و در لحظات سرنوشت‌ساز، خودشان برای حفظ کشور و نظام اسلامی به میدان می‌آیند.

ایکنا ـ شما از «مبعوث شدن مردم» در شرایط بحران سخن گفتید. این تعبیر دقیقاً به چه معناست و مردم چگونه در چنین شرایطی نقش‌آفرینی می‌کنند؟

تعبیر من این است که در چنین شرایطی، تقریباً همه آحاد ملت ایران، چه در داخل و چه در خارج از کشور، به شکلی وارد میدان می‌شوند و هرکس به اندازه توان و تخصص خودش نقش ایفا می‌کند.

یکی کمک مالی می‌کند، دیگری در میدان حضور پیدا می‌کند، یک نفر در کنار نیروهای نظامی و در حوزه‌های فنی و عملیاتی فعالیت می‌کند، فرد دیگری در حوزه بهداشت و درمان و پرستاری خدمت می‌کند و عده‌ای نیز در سازمان‌هایی مانند هلال‌احمر، آتش‌نشانی و سایر دستگاه‌های امدادی به میدان می‌آیند.

این همان چیزی است که من از آن به عنوان «ملت مبعوث‌شده» تعبیر می‌کنم؛ ملتی که در شرایط سخت، هرکس از یک نقطه وارد میدان می‌شود و بخشی از بار مسئولیت را بر دوش می‌گیرد.

ایکنا ـ آیا می‌توان گفت در چنین شرایطی، مرز میان نقش نظامی و غیرنظامی کمرنگ می‌شود و همه بخش‌های جامعه در دفاع از کشور نقش پیدا می‌کنند؟

دقیقاً. همین مسئله را می‌توان در عملکرد نیروهای امدادی و خدماتی دید. برای مثال، سازمان هلال‌احمر در شرایط بحران، به اندازه یک نیروی مسلح برای کشور اهمیت پیدا می‌کند.

وقتی یک آمبولانس هلال‌احمر وارد منطقه‌ای می‌شود که احتمال حمله وجود دارد، نیروهای امدادی می‌دانند چه خطری آنها را تهدید می‌کند، اما باز هم وارد میدان می‌شوند. آتش‌نشان وارد ساختمان یا منطقه‌ای می‌شود که آتش گرفته و می‌داند ممکن است جانش در خطر باشد. اینها همه جلوه‌های همان حضور مردم است. افراد مختلف در جایگاه‌های متفاوت، اما برای یک هدف مشترک، وارد میدان می‌شوند.

ایکنا ـ این حضور گسترده مردم را چگونه می‌توان با مبانی قرآنی نقش مردم در جامعه اسلامی مرتبط کرد؟

قرآن کریم وقتی از چنین مردمی سخن می‌گوید، صرفاً از تعبیر «ناس» به معنای عام استفاده نمی‌کند؛ چون «ناس» می‌تواند همه مردم را شامل شود؛ مؤمن، منافق، مشرک و حتی کسانی که اعتقادی به دین ندارند.

اما مردمی که در منظومه حکومت دینی و نظام امامت و امت، پای کار دین و جامعه اسلامی می‌ایستند، در قرآن با تعابیر دیگری معرفی شده‌اند؛ مانند مؤمنون، متقین، عباد صالح و حزب‌الله. قرآن درباره این مردم می‌فرماید: «أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» یعنی حزب خدا همان رستگاران هستند.

در جای دیگر، از آنان به‌عنوان بندگان صالح و مؤمن و متقین یاد می‌شود. اینها همان مردمی هستند که در منظومه قرآنی، پایه و پشتوانه جامعه دینی و حکومت امامت و امت قرار می‌گیرند.

ایکنا ـ پس از نگاه شما، وقتی از «نقش مردم» در حکمرانی دینی سخن می‌گوییم، منظور صرفاً همه افراد جامعه به معنای آماری نیست، بلکه مردم مؤمن و مسئولیت‌پذیری هستند که در سرنوشت جامعه مشارکت می‌کنند؟

بله. این تفکیک بسیار مهم است. رهبر شهید این اصل را از قرآن گرفته بودند. وقتی می‌گفتند باید نقش مردم را محور قرار داد، منظورشان مردمی بودند که پای کار می‌آیند، مسئولیت می‌پذیرند و برای حفظ جامعه و آرمان‌های آن تلاش می‌کنند.

این مردم اگر در میدان بیایند، خداوند نیز وعده نصرت داده است. یعنی حضور مردم می‌تواند زمینه نزول امداد الهی را فراهم کند. در واقع، مردم در شرایط مختلف به شکل‌های متفاوتی «مبعوث» می‌شوند؛ یکی در عرصه سیاست، دیگری در سیاست خارجی و دیپلماسی، یکی در میدان دفاعی، دیگری در حوزه صنعت، نفت و گاز یا برق و انرژی. هرکس در جای خودش مأموریتی را بر عهده می‌گیرد.

ایکنا ـ آیا در حوادث اخیر نمونه‌ای از این حضور و تاب‌آوری عمومی را مشاهده کرده‌اید؟

زمانی که تهدیدهایی علیه زیرساخت‌های حیاتی کشور مطرح شد، مردم در برخی مناطق به شکل زنجیره‌ای در اطراف مراکز حساس حضور پیدا کردند تا نشان دهند حاضرند برای حفاظت از کشور هزینه بدهند.

حتی نیروهای متخصصی که مسئولیت تأمین برق و زیرساخت‌های حیاتی را بر عهده داشتند، با وجود تهدیدها ایستادند و گفتند ما همین‌جا می‌مانیم؛ اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، ما هم در کنار مردم و برای انجام وظیفه خودمان می‌ایستیم. این همان تاب‌آوری اجتماعی است.

به همین دلیل است که معتقدم پیروزی فقط با تجهیزات و امکانات نظامی به دست نمی‌آید. ممکن است یک طرف تجهیزات و امکانات فراوانی داشته باشد، اما طرف دیگر با ایمان، انسجام، حضور مردم و تاب‌آوری اجتماعی بتواند در برابر فشارها ایستادگی کند.

این همان سرمایه‌ای است که رهبر شهید بر آن تأکید داشتند؛ سرمایه‌ای که در روزهای سخت خودش را نشان می‌دهد.

ایکنا ـ شما به تاب‌آوری و روحیه مردم به‌عنوان یکی از عوامل مهم ایستادگی در برابر تهدیدها اشاره کردید. آیا می‌توان گفت همین ویژگی، یکی از مهم‌ترین جلوه‌های نقش حقیقی مردم در حکمرانی است؟

بله، دقیقاً. ممکن است دشمن از نظر تجهیزات هوایی یا برخی امکانات نظامی قوی‌تر باشد، اما سؤال این است که چرا در نهایت شکست می‌خورد؟ یکی از عوامل مهم، همین تاب‌آوری و روحیه مردم است.

این مردم خاص، همان مردمی هستند که رهبر شهید بر نقش آنها تأکید داشتند. همه دیدند در تشییع پیکر رهبر شهید، چه جمعیت عظیمی در تهران، قم و مشهد حضور پیدا کردند. اگر در کشورهای دیگر نیز شرایط فراهم بود، مردم هم به مانند مردم عراق با همین روحیه به میدان می‌آمدند.

در عراق، مگر رهبر ما برای مردم آنها آب و برق و گاز و تلفن برده بود؟ اما مردم عراق آن‌قدر به ایشان و آرمان‌های مقاومت علاقه داشتند که حاضر بودند جانشان را فدای این آرمان کنند و با شعارهایی مانند «یا خامنه‌ای» و اعلام آمادگی برای فدا کردن جان خود، حمایتشان را نشان دادند.

در لبنان و سوریه نیز بخش‌هایی از مردم با اسلام و جبهه مقاومت ارتباط عمیقی دارند. ما سال‌ها با این مردم ارتباط داشته‌ایم و این سرمایه اجتماعی را نمی‌توان نادیده گرفت. بنابراین، اینها نشان می‌دهد نقش مردم یک نقش تشریفاتی نیست.

ایکنا ـ با توجه به این بحث، بازخوانی نقش مردم در اندیشه رهبر شهید چه نسبتی با مسئله امروز جامعه، یعنی تقویت وحدت ملی و افزایش سرمایه اجتماعی دارد؟

اگر بخواهیم امروز آن بخش از اندیشه رهبر شهید را بازخوانی کنیم، باید بفهمیم که جامعه بدون وحدت و همکاری میان اجزای خود نمی‌تواند مسیر رشد و پیشرفت را طی کند.

اجازه بدهید یک مثال ساده بزنم. بدن انسان را در نظر بگیرید. دست، چشم، گوش، قلب و سایر اعضای بدن هرکدام وظیفه‌ای دارند اما آیا یک دست می‌تواند بدون هماهنگی با مغز و قلب و بدون دریافت اکسیژن و مواد مورد نیاز، به‌صورت مستقل زندگی کند؟ طبیعی است که نمی‌تواند.

نظام اجتماعی اسلام نیز همین‌گونه است. جامعه یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است و نمی‌توان آن را به مجموعه‌ای از افراد منفرد تبدیل کرد که هرکس فقط برای خودش زندگی کند.

ایکنا ـ یعنی از نگاه شما، وحدت اجتماعی صرفاً یک توصیه اخلاقی یا دینی نیست، بلکه یک ضرورت عقلانی و اجتماعی است؟

دقیقاً. وحدت، پیش از آنکه یک مسئله شرعی و دینی باشد، یک موضوع عقلی و اجتماعی است. مثلاً یک ضرب‌المثل معروف داریم که می‌گوید «یک دست صدا ندارد». وقتی دست‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند، قدرت ایجاد می‌کنند. اگر یک جمعیت متحد شوند، می‌توانند در برابر دشمن مانند یک سد عمل کنند. یا حتی می‌توانند مانند یک رودخانه و سیل عظیم حرکت کنند و موانع را کنار بزنند و در برابر دشمن بایستند.

البته سیل اگر در مسیر درست هدایت نشود، می‌تواند مخرب باشد اما اگر این قدرت اجتماعی در مسیر صحیح قرار بگیرد، می‌تواند زمین‌ها را آباد کند، مزارع را سیراب کند و به زندگی انسان‌ها برکت بدهد. بنابراین، قطره‌های مردم وقتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، تبدیل به رودخانه و اقیانوس می‌شوند.

ایکنا ـ پس می‌توان گفت در اندیشه اسلامی، فرد و جامعه در تقابل با یکدیگر نیستند و فرد باید در یک نظام اجتماعی به کمال برسد؟

بله. نظام اجتماعی اسلام، یک نظام فردگرایانه نیست. انسان در جامعه زندگی می‌کند و باید در کنار دیگران مسیر رشد و تعالی را طی کند. خداوند نظام خلقت را به گونه‌ای قرار داده که انسان‌ها در کنار یکدیگر و در یک نظام اجتماعی حرکت کنند و در نهایت به عبودیت خداوند برسند.

عبودیت الهی هم فقط یک مفهوم فردی نیست؛ بلکه وقتی جامعه در مسیر درست قرار بگیرد، بسیاری از خیرها و سعادت‌های دنیوی و اخروی در سایه آن شکل می‌گیرد. بنابراین، اگر امروز درباره وحدت ملی، انسجام اجتماعی و افزایش سرمایه اجتماعی سخن می‌گوییم، باید این مسئله را در همین چارچوب ببینیم: مردم وقتی خودشان را جزئی از یک پیکره واحد بدانند، قدرتی ایجاد می‌کنند که هیچ‌کدام از آنها به‌تنهایی قادر به ایجاد آن نیستند.

این همان مردم حقیقی هستند که رهبر شهید بر نقش و ظرفیت آنها تأکید داشتند؛ مردمی که در کنار هم، هم ستون‌های جامعه اسلامی‌اند و هم مهم‌ترین سرمایه آن برای عبور از بحران‌ها و حرکت به سوی سعادت.

ایکنا ـ شما وحدت را لازمه نقش‌آفرینی اجتماعی مردم دانستید. در مقابل، چه عواملی می‌تواند این وحدت را دچار آسیب کند؟

دنیای غرب، دنیای ماتریالیسم و نظام سرمایه‌داری اساساً نگاه متفاوتی به این مسئله دارد. ممکن است بگوید در رقابت‌های حزبی اشکالی ندارد که یک حزب برای از میدان خارج کردن حزب دیگر، آبروی آن را ببرد، تهمت بزند یا حتی دروغ بگوید اما اسلام چنین چیزی را نمی‌پذیرد. اسلام از وحدت سخن می‌گوید اما وحدت را در چارچوب عبودیت و بندگی خداوند تعریف می‌کند.

اگر جامعه را به قطرات آب تشبیه کنیم که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، رودخانه و اقیانوس می‌شوند، باید توجه داشته باشیم که سلامت این اقیانوس هم اهمیت دارد. اگر سم وارد اقیانوس شود، فقط یک قطره را آلوده نمی‌کند، بلکه می‌تواند همه موجودات و محیط پیرامون را تحت تأثیر قرار دهد.

بنابراین وحدت هم آفت دارد و یکی از مهم‌ترین آفت‌های آن، عناد، خودمحوری و حزب‌گرایی افراطی است.

ایکنا ـ منظورتان از حزب‌گرایی افراطی چیست؟ آیا اصل فعالیت حزبی را نفی می‌کنید؟

نه، اصل حزب را نفی نمی‌کنم. حزب می‌تواند وجود داشته باشد و فعالیت سیاسی داشته باشد، اما انسان نباید حزب‌پرست شود. اگر حزب مقابل سخن درستی گفت، نباید صرفاً به این دلیل که عضو حزب دیگری است، حرف حق او را نپذیریم. اینکه بگوییم «چون موضوع، موضوع حزب من است، پس هرچه حزب من گفت درست است»، با منطق اسلامی سازگار نیست.

اگر طرف مقابل حرف حق می‌زند، باید آن را پذیرفت. نمی‌شود انسان برای دفاع از حزب خودش، حقیقت را کنار بگذارد و دروغ و تهمت و تخریب را مباح بداند.

ایکنا ـ این مسئله چه ارتباطی با مفهوم وحدت در اندیشه رهبر شهید دارد؟

اتفاقاً رهبر شهید ما تلاش داشتند همین نگاه را درباره مردم و وحدت نهادینه کنند. وحدت به این معنا نیست که مردم صرفاً کنار هم قرار بگیرند؛ بلکه باید یک جهت مشترک و یک هدف متعالی داشته باشند.

اگر مردم را به عسل تشبیه کنیم، تفرقه و اختلافات قومی و اجتماعی مثل اسیدی است که در این عسل ریخته شود؛ دیگر آن اجتماع و شیرینی و کارکرد اولیه را نخواهد داشت. قرآن کریم می‌فرماید «وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ۚ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» خداوند می‌فرماید ما شما را ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ اما ملاک برتری، قومیت و نژاد نیست، بلکه تقواست بنابراین، کرد، ترک، فارس، عرب، بلوچ، ترکمن، گیلک و دیگر اقوام، هرکدام هویت و ویژگی‌های خودشان را دارند اما نباید این تفاوت‌ها تبدیل به ابزار جدایی و دشمنی شود.

ایکنا ـ پس از نگاه شما، وحدت در اندیشه رهبر شهید یک مسئله فرعی یا صرفاً توصیه‌ای اخلاقی نبود؟

خیر. از نظر من، وحدت در نگاه ایشان یک موضوع فرعی و مستحبی نبود، بلکه یک رکن اساسی و یک ضرورت شرعی و اجتماعی بود.

اگر وحدت شکل بگیرد، همان قطراتی که درباره‌شان صحبت کردیم، تبدیل به رودخانه و سپس اقیانوس می‌شوند و قدرت عظیمی ایجاد می‌کنند. اما اگر این قطرات از یکدیگر جدا شوند، دیگر آن قدرت وجود نخواهد داشت و نظام اجتماعی متلاشی می‌شود. به همین دلیل است که امروز بازخوانی این بخش از اندیشه رهبر شهید اهمیت زیادی دارد.

ایکنا ـ به نظر می‌رسد امروز این مسئله، علاوه بر جنبه اجتماعی و دینی، ابعاد امنیتی هم پیدا کرده است. این تهدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امروز دشمنان میلیاردها دلار برای ایجاد تفرقه در ایران هزینه می‌کنند. تلاش می‌کنند اقوام مختلف را مقابل یکدیگر قرار دهند؛ به کردها می‌گویند شما یک هویت جدا دارید، به عرب‌ها می‌گویند شما جدا هستید، به فارس‌ها، بلوچ‌ها و دیگر اقوام نیز همین حرف‌ها را می‌زنند. هدف نهایی این است که جامعه ایران را از هم جدا کنند و در نهایت به تجزیه ایران برسند.

تجربه تاریخی استعمار هم نشان داده که این مسئله یک خیال یا توهم نیست. استعمارگران در نقاط مختلف جهان از همین روش استفاده کرده‌اند؛ جامعه‌ای را بر اساس قومیت، مذهب و هویت‌های مختلف تقسیم کرده‌اند و بعد از این شکاف‌ها برای سلطه خود استفاده کرده‌اند. بنابراین امروز مسئله وحدت فقط یک بحث فرهنگی نیست؛ یک مسئله امنیت ملی است.

ایکنا ـ چرا بر این تعبیر، یعنی «مسئله امنیت ملی»، تأکید می‌کنید؟

چون وقتی امنیت یک کشور از بین برود، دیگر هیچ‌کدام از مسائل عادی زندگی تضمین‌شده نیست. اگر امنیت نباشد، همین اقتصادی که امروز درباره گرانی آن صحبت می‌کنیم، دیگر وجود ندارد؛ همین آزادی‌هایی که امروز از آن استفاده می‌کنیم، دیگر تضمین‌شده نیست؛ همین مدرسه‌ای که معلم در آن تدریس می‌کند، دانشگاهی که استاد در آن حضور دارد، پزشکی که در مطب خودش کار می‌کند و حتی مغازه‌داری که در مغازه‌اش مشغول فعالیت است، همه اینها تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

امنیت، بستر همه اینهاست. به همین دلیل، اگر دشمن بخواهد وحدت مردم را هدف قرار دهد، در واقع فقط یک ارزش اجتماعی را هدف نگرفته است؛ او ستون امنیت و استمرار جامعه را هدف گرفته است و این همان نقطه‌ای است که بازخوانی تأکید رهبر شهید بر نقش مردم، وحدت و انسجام ملی را به یک ضرورت جدی برای امروز کشور تبدیل می‌کند.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
دبیر:
مهدی مخبری
captcha