کد خبر: 4041340
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۳
مقاله

مدرس ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی خرم‌آباد معتقد است نظامى در «شهر نيكان» می‌‎كوشد تا به جامعه اندرز اخلاقی دهد و ابتدا خود با رفتارش به آن جهان مطلوب جامه عمل بپوشاند، چراکه او به‌خوبی دريافته بود كه اگر حكمت عملی را در زندگی فردی و اجتماعی به‌كار بنديم به جهان مطلوب دست خواهيم يافت.

مسعود سپهوندی، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد لرستانبهشت موعود زمينى علاوه بر بهشت آسمانى، روياى هميشگى انسان بوده كه در اوراق تاريخ، تعينات گوناگونى يافته و هر يک از انديشه‌وران بزرگ تاريخ، تصويرى ويژه از آن بر صفحه ضمير انسان‌ها نقش كرده‌اند، از ديرباز بشر به فكر جامعه آرمانى بوده و براى يافتن آينده‌اى بهتر و سامان يافته‌تر، دوردست‌ها را نظاره كرده است.

حکیم نظامى و تامس‌ مور به‌عنوان دو نظریه‌پرداز آرمان‌شهر در شرق و غرب به خلق جامعه مطلوب خود دست يازيده و كوشيده‌اند در «يوتوپيا» و «شهر نيكان» اركان جهان مطلوب خود را تبيين كنند که در این راستا مسعود سپهوندی، مدرس ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‎آباد با مشارکت کتایون و فرانک فرشید در مقاله‌ای به بررسی تطبيقى «يوتوپياى» تامس‌مور با «شهر نيكان» نظامى پرداخته که تقدیم مخاطبان ایکنا می‌شود.

تشكيل جامعه آرمانى از دغدغه‌هاى فكرى بشر است كه از ديرباز انديشه او را به خود مشغول کرده است، كتاب «يوتوپيا» تامس‌مور را مى‌توان به‌عنوان شاهد مثالى بر اين ادعا ذكر كرد، نويسنده در اين كتاب، كه از مشهورترين نمونه‌هاى آرمان‌شهر غربى به‌شمار مى‌رود، كوشيده است تا با توصيف جزئيات به خلق جهان مطلوب خود بپردازد، از سوی دیگر نيز يكى از آرمان‌شهرهاى شرقى(ايران) «شهر نیکان» است که نظامی در آن به توصيف جامعه آرمانى خود پرداخته است و در اين مقاله نويسنده سعى كرده است تا با بررسى اين دو جامعه آرمانى تفاوت نگرش انديشه‌هاى شرق و غرب و همچنين وجوه شباهت و افتراق اين دو مدينه را بيان كند.

آرمان‌شهر

آرمان‌شهر، جامعه‌ای خيالی و آرمانی است كه در آن نظام كاملی برای سعادت نوع بشر حكمفرماست و از هرگونه شر و بدی از قبيل فقر و بدبختی عاری است و افرادش به كمال علمی و عملی رسيده و از هوی و هوس رسته‌اند.

آرمان‌شهر در حقيقت ترجمه واژه «اتوپیا» است که ریشه در دو لغت یونانی یعنی «انتوپوس» و «اونتوپوس» که به ترتیب به معنی «جای خوب» و «هیچ‌جا» هستند، در لغت‌نامه‌ها كشور يا دولت خيالی و ايده‌آل معنی شده است؛ ولی به نظر می‎رسد مدينه‌ای زمينی و بشری صرف باشد و بر حسب تعريفی كه از اتوپی شده است می‎توان گفت كه اتوپی مدينه‌ای رويايی است كه اهل آن فارغ از هر رنج و عذابی هستند و در نهايت آرامش و آسايش به سر می‎برند.

تاريخچه «اتوپيا» و مشهورترين نويسندگان آن

ظاهراً انديشه «اتوپيا» در مغرب زمين متولد می‌شود و از آنجا رشد می‌کند و به فلسفه و ادبيات ملل راه می‎‌يابد، پس اكثر اتوپياها در چارچوب تمدن غربی توليد شده‌اند؛ گرچه ساير فرهنگ‌ها نيز اسطوره‌هايی درباره دوران طلايی و شكل‌هايی شبه اتوپيايی داشته‌اند، قديم‌ترين و به‌طور مفصل به بررسی نهادهای یک نظام اجتماعی آرمانی می‌‌پردازد، البته فالياس خالكدونی، اولين كسی بود كه مدعی شد شهروندان يک دولت بايد دارای ثروت‌های برابر باشند.

مهمترين اتوپيا بعد از «جمهور» افلاطون، «مدينه خدای» سنت آگوستین است اما بعد از رنسانس است كه اتوپيا به معنی امروزی آن متولد می‎شود؛ در واقع دو سده‌ای كه از پی سال 1400 ميلادی در اروپا می‌آيد؛ يعنی سده‌های پانزدهم و شانزدهم، ما شاهد زيرورو شدن اروپای قرون وسطايی با دو جنبش نوزايش(رنسانس) و دين‌پيرايی(رفورماسيون) هستيم كه مهمترين وجه آن، زنده شدن انديشه عقلی و انتقادی يونانی، اميد بستن به امكانات و دست‌يافته‌ای عقل بشر، دل كندن از بهشت آسمانی و چشم دوختن به بهشت زمينی، زنده شدن انديشه دولت آرمانی و بحث و تفكر درباره آن بود. بنابراین، بعد از رنسانس اولين و مهمترين چهره‌ای كه شهری آرمانی را پی‎ريزی می‎كند تامس‌مور است.

اتوپيا (آرمان‌شهر) در اسلام و ايران

اتوپی در مشرق زمين در بين ملل اسلامی با عنوان «مدينه فاضله» و در ترجمه‌های چند دهه اخیر در ایران با عنوان «آرمان‌شهر» مورد مطالعه قرار گرفته است.

زمینه‌های «حکمت عملی» و مسئله «حکمت عملی» پيش از اين در دين مبين اسلام موجود بود، حتی پيش از اسلام نيز در ايران آرمان‌شهری كه از سوی وخشور انديشمند و فيلسوف و آموزگار بشريت (اشوزردشت) پی‎ريزی شده، قابل ذكر است، اما اولين كسی كه در ايران به‌صورت جدی اركان يک مدينه فاضله را تبيين و تعيين كرد و كتاب خاصی را در اين مورد نوشت، ابونصر فارابی بود.

از جمله طراحان ديگر «مدینه فاضله» در فلسفه اسلامی ابن‌سينا و اخوان‌الصفا هستند كه در راه پی‎ريزی آرمان‌شهر اسلامی تلاش كرده‎اند، آرمان‌شهر آنان به‎نوعی اعتراض به خلافت خلفاست، يكی ديگر از بزرگان ايران اسلامی كه در انديشه مدینه فاضله بوده و کتاب او بسیار مورد توجه آرمان شهرگرايان قرار گرفت، خواجه نصيرالدين طوسی است كه كتاب «اخلاق ناصری» او «حکمت عملی» است که در آن به معرفی ويژگی‎های جامعه آرمانی پرداخته است، «شهر نیکان» نظامی نيز در عين ايجاز، مشهور و ارزشمند است، در واقع مدينه فاضله‌اى كه نظامى در پى آن بوده در «شهر نیکان» (اسکندرنامه) تصویر شده است.

وجوه اشتراكات يوتوپيا و شهر نيكان

فضايل در اكثر مدينه‌هاى فاضله چه در شرق و چه در غرب يكسان است و مشهورترين آن فضايل عبارتند از: حكمت، شجاعت، خويشتندارى، عفت، سخاوت و عدالت هستند، ارسطو نيز مانند استادش معتقد است كه فضيلت قدرتى است كه مى‌تواند ما را به سمت نيكويى‌هاى بسيار سوق دهد.

يكی از بزرگ‌ترين ادبا و دانشمندان ايرانی كه در دوره اسلامی در باب آموزش و پرورش و مسائل اخلاقی و مذهبی سخن گفته، حكيم نظامى است؛ خصوصاً در «مخزن‌الاسرار» که گنجینه معارف عرفانى و اخلاقى است، بسيار به «حکمت عملی» توجه داشته است.

وى در «شهر نیکان» یک دوره «حكمت عملى» را گنجانیده و اسكندر را به‌عنوان «حاکم حکیمی» معرفی کرده كه بايد اخلاق نيكوماخس ارسطويى و علم سياست مشائيان را در رفتار و گفتار خويش تفسير و توجيه كند.

در واقع حكمت، خصوصاً حكمت عملى، آنچنان براى نظامى اهميت داشته كه كوشيده است اسكندر را در جايگاه يک حاكم حكيم و يک فرمانرواى صلح‌جو به تصوير بكشد؛ اما هدف شاعر اين بوده كه نشان دهد تنها يک حكيم حاكم و فيلسوف مى‌تواند به شهر نیکان دست یابد، البته در اين سخن كه نظامى اولین فردی نيست كه در اين باب سخن گفته، هيچ جای شكی نيست؛ زيرا پيش از او افراد ديگری در باب «حکمت عملی»  به بحث پرداخته‌اند و در واقع از زمان ارسطو به اين موضوع توجه و عنايت شده است، از جمله در «جمهور» افلاطون، «مدینه فاضله» فارابی و «اخلاق ناصری» به حکمت بسیار توجه شده است.

از وجوه اشتراک «يوتوپيا» و «شهر نيكان» در باب حكمت، احترام به سالمندان و افراد باتجربه است؛ چنانچه در «شهر نيكان»، ساكنان مدينه به پيران و سالخوردگان و بزرگان قوم احترام فراوان می‌گذارند و مناظره آنها با اسكندر نيز به وسيله اين گروه پيران و بزرگان صورت گرفته است؛ زمانى‌ كه اسكندر از احوال آنها جويا می‎شود كه چرا بر دكان‌ها و خانه‌ها و باغ‌هاى خود قفل و بند نمى‌زنند.

در «يوتوپيا» نيز تامس‌مور معتقد است كه در سراسر جزيره، پيرترين فرد هر خانواده بايد بر آن حكومت كند و جوان‌ترها بايد از سالمندان فرمان برند و اين از حكمت اهالی يوتوپياست و در «جمهور» افلاطون نيز جوانان به پيران احترام می‎گذارند؛ تا جايی كه درباره انتخاب زمامداران، افلاطون معتقد است كه پيران بايد فرمان دهند و جوانان بايد اطاعت كنند.

ساكنان جامعه آرمانی بايد همواره روی به خدا داشته باشند و عميق‌ترين شكر خود را نسبت به مواهبی كه به آنها ارزانی داشته نثار كنند؛ از اين‌رو نظامى نيز مهمترين ويژگی ساكنان خود را سپاسگزاری در برابر نعمت‌های خدا دانسته و معتقد است كه خردمندی مردم مدينه در اين است كه همه چيز را از خداوند بدانند و شكرگزار باشند.

اهالی «يوتوپيا» معتقدند كه مهربانی كردن فقط منحصر به آدميان نيست بلكه بايد نسبت به همه موجودات زنده، احساس مهربانی و رأفت داشت؛ از اين‌رو قمار و شكار را در شمار لذت‌های ابلهانه می‎‌دانند، نظامى نيز معتقد است كه انسانيت منحصر به مهربانی نسبت به آدميان نيست و اين مهربانی به همه آفريدگان جانداری كه می‎توانند از تأثر و مراقبت ما برخوردار شوند مربوط می‎شود.

اهالی «يوتوپيا» از مسافرانی كه از مكان‌های ديگر به كشور آنها مسافرت می‎كنند با روی باز خوشامدگويی می‎كنند، در «شهر نيكان» نيز نظامى می‎گوید که بايد با مسافر غريب به خوبی رفتار كرد و رعايت عدل و مهربانی را با آنها حفظ كرد، بنابراين هنگامى كه اسكندر و همراهانش به «شهر نيكان» رسيدند، ساكنان آن شهر با روى باز از آنها استقبال و پذيرايى كردند.

اهالی «يوتوپيا» مانند مردم جهان مطلوب نظامى به كشورها و ملت‌های محتاج كمک می‌كنند و اگر همسايگان آنها مورد ظلم و ستم و تجاوز ستمكاران واقع شوند بر آنهاست كه به كمک آنها بشتابند كه اين موضوع نيز در «آرمانشهر» نظامى و «جمهور» افلاطون و «مدينه فاضله» فارابی به وضوح ديده می‎‌شود.

از وجوه مشترک ديگر «شهر نيكان» و «يوتوپيا» تأكيد بر علم‌ورزی و دانش‌اندوزی و هنرمندی است، اهميت دانش‌آموزی در «يوتوپيا» نيز به قدری والاست كه تامس‌مور، بخشی را به اين مورد اختصاص داده است؛ البته آنها بيشتر به علوم و ادب يونانيان علاقه‌مند بودند و بسياری از آثار افلاطون و ارسطو را می‎خواندند و بيشتر به سمت كتب عقلی و پزشكی و... تمايل نشان می‎دادند؛ زيرا آنها در پيگيری علوم عقلی خستگی‎ناپذير بودند و همواره دانش را بر ثروت برتری می‎دادند، اسكندر نيز معتقد بود كه جامعه زمانى می‎تواند به سعادت برسد كه فلاسفه و دانشمندان آن را اداره كنند، از اين‌رو اسكندر می‎كوشيد تا فلاسفه بزرگى چون ارسطو و سقراط و... را در كنار خود جمع كند و از انديشه‌هاى والاى آنها بهره برد.

در ميان ساكنان هر دو مدينه مالكيت خصوصی مفهومی ندارد؛ زيرا همه چيز در ميان آنها عادلانه توزيع می‎شود و نيز بی‎اعتباری زر و سيم در ميان آنها دليل محكمی برای نبودن مالكيت خصوصی است.

عفت

عفت يكی از اجناس فضايل بوده كه در اغلب آرمان شهرها به آن پرداخته شده است، خواجه نصيرالدين طوسی در «اخلاق ناصری» تعريف دقيقى از عفت را ارائه كرده است، گذشته از خواجه، انديشمندان بزرگ ديگری چون افلاطون، فارابی، سعدی، تامس‌مور و... نيز در «مدينه فاضله» خود به عفت پرداخته‌اند.

اگرچه در «شهر نيكان» مستقيماً از عفت و پاكدامنى زنان سخنى به ميان نيامده ولى از آنجا كه ساكنان اين مدينه همگى اهل دين و فضل بودند و مردمانى پاک‌سرشت و پرهيزگار؛ پس به عفت و پاكدامنى نيز اعتقاد داشتند و كسانى را كه برخلاف آيين آنها رفتار می‌كردند، مجازات كرده، از شهر می‎راندند.

در «يوتوپيا» نيز تامس‌مور عفت را يكى از ويژگى ساكنان مدينه می‎داند و به عفت و پاكدامنى براى مرد و زن قائل است و آنها را به ازدواج دعوت می‎كند.

شجاعت

در اغلب آرمان شهرها، شجاعت به‌عنوان يكی از اصلی‎ترين ويژگی‎های ساكنان اهل مدينه در نظر گرفته شده است و جايگاه آن در مدينه فاضله به قدری والاست كه بسياری از متفكران و فلاسفه بخش وسيعی از كتاب خود را به آن اختصاص داده‌اند، از جمله افلاطون در كتاب چهارم از «جمهور» خود به بحث درباره شجاعت پرداخته و آن را از ويژگی‎های مردان جنگی يا معاونان زمامداران و سربازانى دانسته كه حافظ مرز و بوم هستند.

در «مدينه فاضله» فارابی و «اخلاق ناصری» نيز به مفهوم شجاعت توجه شده است، البته شجاعت فقط منحصر به زور بازو و قدرت و فعاليت بدنی نيست؛ شجاعت امری درونی است و نوعی مبارزه با نفس اماره، بنا بر تعريف اين بزرگان «شجاعت نوعی غلبه بر نفس است» كه همين موضوع در «شهر نيكان» و «يوتوپيا» نيز ديده می‎شود.

ساكنان «مدينه فاضله» نظامى سخت‌ترين دشمن خود را نفس می‌‎دانستند و معتقد بودند كه بالاترين درجه شجاعت رسيدن به مرتبه نفس مطمئنه است، از طرف ديگر نيز غلبه بر شهوت و حرص و كينه و ديگر صفات رذيله چون غيبت و دروغ و تجسس و... را از جمله عوامل شجاعت می‎دانستند و تبديل صفات رذيله به حميده و رسيدن به مرحله قناعت و رضا و تسليم را نوعی شهامت می‎دانستند، همان‌طور كه در «يوتوپيا» نيز ساكنان مدينه معتقد بودند كه پيروزی كه با نيروی فهم به دست آيد، بسيار باارزش‌تر از جنگ و نيروی بدنی است و اگر انسان شجاعت را فقط در نيروی مردانگی ببيند و از عقل و درايت خود استفاده نكند از درندگان هم كمتر است.

وجه مشترک ديگر آنها اين است كه اگر زمانى مجبور به جنگ شوند بايد تلاش خود را به كار بگيرند و از جان خود دريغ نكنند، تامس‌‎مور نيز معتقد است كسانى كه ميدان مبارزه را خالى می‎كنند ترسو هستند و حكم آنها مرگ است و اين همان صحبت ارسطو است كه اعتقاد داشت مجازات دشمنان از سهل‌گيرى بر آنان زيباتر است؛ چراكه مقابله به مثل عين عدالت است و هر عدلى زيبا است کمااینکه فروتنى و به دست آوردن شرف، از چيزهاى زيبا و از نمودهاى والاى فضيلت هستند.

سخاوت

يكی ديگر از ويژگی‎های ساكنان اهل مدينه فاضله سخاوت است، در «شهر نيكان» و «يوتوپيا» نيز مانند «اخلاق ناصری»، سخاوت يكی از اركان اصلی جامعه مطلوب به‌شمار می‎آيد.

به عقيده ساكنان آرمان‌شهر نظامى، يک جامعه آرمانی همواره با صفت احسان هدايت و اداره می‌‎شود، در چنين جامعه‌ای به احوال دردمندان و شوربختان و پيران و نيازمندان توجه بسياری مبذول می‎شود؛ چراكه در عالم «شهر نيكان» همه افراد انسانی با هم همدلی و همدردی دارند.

مردم «يوتوپيا» نيز سعادت جامعه را در گرو آن دانسته‌اند، اهل يوتوپيا به بيماران احسان و نيكی می‎كنند و با دلسوزی و مهربانی از آنها پرستاری می‌‌كنند، آنان با پيران مهربانی می‎كنند و جوانان به آنان احترام می‎گذارند.

اهل «مدينه فاضله» نظامى به همه احسان می‎كنند و فرقی ميان انسان خوب و بد قائل نيستند؛ چراكه احسان به نيكان سبب جذب خير می‎شود و نيكی به بدان سبب دفع شر است، از طرف ديگر رفتار اهل «يوتوپيا» نيز نمايان‌گر اين اصل است كه آنها نسبت به همه حتی دشمنان خود نيز نيكی می‎كنند.

عدالت

عدالت در اغلب آرمان‌شهرها اهميت داشت و آن را به‌عنوان اصلی‎ترين و مهمترين ركن از اركان مدينه فاضله می‎دانستند؛ همچنين بزرگانی چون افلاطون و خواجه نصير سعادت جامعه را در گرو عدالت می‎دانستند و اعتقاد داشتند كه اگر اين ويژگی در مدينه محقق نشود ساير ويژگی‎ها(شجاعت، عفت، حكمت و...) نيز محقق نخواهد شد.

افلاطون معتقد بود كه عدل، اساس نيكوكاری است؛ چه با دوست چه با دشمن؛ و بدی كردن، خواه با دوست و خواه با ديگران، كار انسان عادل نيست، بلكه كار شخص ظالم است، افلاطون عدالت را ويژگی طبقه حاكمه می‎دانست.

خواجه نصير نيز مانند افلاطون از ميان اجناس فضايل، عدالت را بر همه رجحان داده بود و آن را اشرف اجناس می‎دانست و معتقد بود كه عدالت ويژگی حاكم مدينه فاضله است، چيزی كه فارابی و سعدی و تامس‌مور و ديگران نيز در آن اتفاق‌نظر داشتند.

وجوه افتراقات يوتوپيا و شهر نيكان

شاید بتوان گفت اولين و مهمترين عامل در ايجاد دو نوع  تفكر شرقی و غربی در مورد آرمان‌شهر و سپس در «شهر نيكان» و «يوتوپيا» مسئله دين است.

تفاوت در نوع دين مردمان جهان مطلوب نظامى و تامس‌مور سبب شده كه ساكنان آرمان‌شهر نظامى همواره به نوعي تسليم و رضا در برابر مشيت الهی دست يابند؛ چراكه آنان برخلاف مردمان «يوتوپيا» در برابر قضا و قدر و صورت كلی نظام هستی تسليم بوده، نسبت به آن راضى بودند و شايد نوعی جبرگرايی بر اين شهر آرماني سايه افكنده بود.

البته بايد دانست كه بحث رضا در «شهر نيكان» يک مقوله كاملاً عرفانی بود كه در «يوتوپيای» تامس‌مور به‌دليل نبودن اين وجهه در آن، ما همواره با نوعی اختيار در آن مواجه هستيم؛ زيرا مردمان «شهر نيكان» به خدا به‌عنوان فاعل مايشاء معتقد بودند و هر آنچه را كه از سوی او بود سرنوشت محتوم خود می‎دانستند و در برابر آن سر تسليم فرود می‌آوردند؛ در واقع آنان به مقام رضا، كه بلندترين و والاترين مقام در عرفان اسلامی است رسيده بودند.

ساكنان جهان مطلوب تامس‌مور نيز اگرچه در برابر عوامل طبيعی چون مرگ و بيماری و... راهی جز تسليم ندارند، اما به‌دليل اين كه صبغه دينی، به طور كامل، بر اين مدينه سايه نيفكنده خدا را به‌عنوان فاعل مايشاء قبول ندارند؛ بلكه معتقد به اختيار خود نيز هستند و معتقدند كه با كمک نيروی عقلانی و تلاش می‎توان سرنوشت خود را تغيير داد.

يكی ديگر از افتراقات آنها تفاوت در نگرش به اولياءالله و اوتاد عالم است؛ زيرا نظامى و اهل «شهر نيكان» معتقدند كه جهان به‌دليل وجود عارفان الهى و اولياءالله بر روى زمين باقى مانده است، اين در حالى است كه ساكنان «يوتوپيا» اگرچه به كاهنان خود احترام می‎گذارند و مقام آنها را از همگان والا و برتر می‎دانند اما مانند ساكنان «شهر نيكان» معتقد نيستند كه عالم به واسطه وجود آنها برپاست؛ زيرا اين عقيده فقط مخصوص عارفان دين اسلام و انديشه‌هاى شرقى است.

ساكنان آرمان‌شهر نظامى همگی بدون استثنا اهل توحيد و خداپرستی هستند و فقط يک دين را به‌عنوان دين رسمی خود پذيرفته‌اند و همه از آن يک دين پيروی می‎كنند؛ ولی اين در حالی است كه ساكنان «مدينه فاضله» تامس‌مور در انتخاب دين خود آزاد هستند و هر كس هرچه می‎خواهد می‎پرستد.

عرفان

يكی ديگر از انديشه‌هايی كه بر «شهر نيكان» سايه افكنده و ما آن را در «يوتوپيا» مشاهده نمی‎كنيم مسئله عرفان و شهود قلبی و كشف الهی است كه نظامى در پايان داستان «شهر نيكان» به آن بسيار توجه داشته و ابيات فراوانی را به عرفان اختصاص داده است و همواره نوعی رنگ و بوى عرفانی بر «شهر نيكان» و جامعه آرمانی او سايه افكنده است؛ زيرا نظامى ساكنان شهر نيكان را انسان‌های كامل و برجسته‌اى می‎داند كه به اين مقام والا دست يافته‌اند، از اين‌رو اين ويژگی از صفات انسان كامل در جامعه آرمانی او است كه همگان نمی‎توانند به صفای قلب و كشف و شهود الهی برسند مگر كسانی‎كه واقعاً «اهل حق» باشند، در حالی كه ما در «يوتوپيا» رنگی از عشق الهی و مسائل عرفانی و عشق ازلی نمی‎بينيم.

حكمت و عدالت

همان‌طور كه گفتيم نظامى در آثار خود يک دوره «حكمت عملی» گنجانيده است و آن‌چنان به «حكمت» توجه دارد كه بيشترين و وسيع‌ترين بخش از جامعه آرمانی خود را به مسائل تربيتی و اخلاقی، كه زير مجموعه «حكمت عملی» در زندگی است، اختصاص داده است، در حالی كه تامس‎مور مانند افلاطون مهمترين ركن جامعه مطلوب خود را «عدالت» دانسته و معتقد است تا زمانی كه «عدالت» در جامعه برقرار نباشد جهان مطلوب به وجود نمی‎آيد.

نظامى «حكمت» را مهمترين ويژگی ساكنان مدينه خود دانسته و معتقد است تا زمانی كه ساكنان آرمان‌شهر او از ويژگی «حكمت» عاری باشند جامعه آرمانی تحقق نخواهد يافت، پس نظامى مانند فارابی و خواجه نصير ركن اصلی جهان مطلوب خود را «حكمت» دانسته و مور مانند افلاطون «عدالت» را تأمين‌ كننده سعادت جامعه می‎داند و بوی عدالت در سراسر «يوتوپيای» او به مشام می‎رسد.

عقل و عشق

از ديگر وجوه افتراق اين دو مدينه، نوع نگاه آنها نسبت به مسئله عشق است؛ اما نه عشق زمينی بلكه عشقی كه سبب رسيدن ما به كشف و شهود قلبی است، چيزی كه مردم «يوتوپيا» از آن بی‎خبرند.

ساكنان جهان مطلوب نظامى در عين حال كه به عقل بسيار اهميت می‎دهند، همواره نوعی نگاه عارفانه و عاشقانه به زندگى دارند و عشق به خالق هستی، عشق به تمام موجودات چنان در وجود آنها جاری است كه گاه عشق را بر عقل رحجان می‎دهند.

از طرف ديگر در اغلب آرمان‌شهرهای ادبی جايگاه عقل نسبت به عشق كمتر است، اين در حالی است كه در اكثر آرمان‌شهرهای فلسفی و سياسی از عشق الهی كه سبب رسيدن انسان به خداوند متعال می‎شود صحبتی به ميان نيامده؛ مثلاً در «يوتوپيا» تامس‌مور ساكنان اين مدينه از وجود چنين عشقی كاملاً بی‎خبر هستند و همه چيز را با عقل خود می‎سنجند.

محقق بودن مدينه فاضله

در اكثر آرمان‌شهرهای جهان با مدينه فاضله رؤيايی و تخيلی و غير حقيقی مواجه هستيم؛ به‌عنوان مثال افلاطون، كه خود از نخستين نظريه‌پردازان آرمان‌شهر است در كتاب «جمهور» ظاهراً درباره عملی بودن طرح مدينه فاضله يا جمهوريت دچار ترديد می‎شود و می‎گويد: «ممكن است اساساً چنين شهری هرگز وجود پيدا نكند»، بنابراين افلاطون اشاره به نمونه «آسمانی بودن» شهر مطلوب می‎كند.

پس افلاطون خود اذعان می‎دارد كه اين شهری كه او تصور كرده، خيالی است؛ ولی خيالی بودن آن دليل بر عدم حقيقت آن نيست، براساس نظريه افلاطون، تمامى امور مادى مانند حيوانات و جمادات و نباتات و چه غيرمادى مانند شجاعت، عدالت و تمامى فضايل اخلاقى، صور و حقايقى دارند كه نمونه كامل اين امور هستند و در عالم مثال قرار دارند.

در مورد «يوتوپيا» نيز بايد گفت كه تامس‎مور در تبيين آن از واژه‌هايی كه معنای طعنه‌آميز و منفی دارند، استفاده كرده و ريشه نام‌های مكان و افراد به شوخی و شيطنت از زبان يونانی گرفته شده است، چنان‌كه معنای خود كلمه «يوتوپيا» يعنی «هيچ‌جا» و رود آنيدر، يعني «بی‌‌آب» و شهر آمائورت، يعنی «خيالی» و حتی نام روايت‌گر داستان رافائل هيثلودی يعنی «ياوه‌سرا» است.

او از همان ابتدا به خيالی بودن جامعه مطلوبی كه به تصوير كشيده است آگاه بوده است، اين در حالی است كه نظامى در «شهر نيكان» در مقام حكيمی می‌‎كوشد تا به جامعه اندرز اخلاقی دهد و ابتدا خود با رفتارش به آن جهان مطلوب جامه عمل بپوشاند.

نظامی به «حكمت عملی» در جامعه معتقد است و آرمان‌شهر خود را قابل تحقق دانسته است و به خوبی دريافته كه اگر حكمت عملی را در زندگی فردی و اجتماعی به‌كار بنديم به جهان مطلوب دست خواهيم يافت، بنابراين او هيچ‌گاه در تحقق آرمان‌شهر خود دچار شک و ترديد نمی‎شود.

نتيجه

با دقت در مطالبی كه بيان شد و نيز با توجه به اصول و مبانی مشترک «یوتوپیا»، «شهر نیکان» و ديگر آرمان شهرها می‎توان اين‌گونه ارزيابی كرد كه اركان اساسی اغلب آرمان شهرهای دنيا (شرق و غرب) بسيار به هم نزديک است و در همه آنها (عدالت، حكمت، شجاعت، عفت و سخاوت) اساسی‎ترين ويژگی ساكنان مدينه است؛ زيرا انديشه آرمان شهر احتمالاً ابتدا از شرق به غرب رفته و سپس توسط افلاطون در «جمهور» تکامل یافته و از آنجا به فلسفه و ادبيات ديگر ملل راه يافته است؛ چه حکمت یونان متأثر از اندیشه‌های شرق بوده و اگر نهال اندیشه یونان از آب حكمت شرق سيراب نمى‌شد، هر آينه اولين مكاتب حكمى يونان با آن شكوفايى پرشكوهش هستى نمى‌يافت نظر داشته و از طرف ديگر تامس‌مور نيز بسيار به انديشه‌های افلاطون در «یوتوپیا» نظر داشته و حتی نظريات او را به طور مستقيم در كتاب خود ذكر كرده است.

نظامى نيز در تبيين «شهر نیکان» به منابع آرمان شهر شرقی از جمله آراى اهل مدينه فاضله فارابی نظر داشته و اصول و مبانی آرمان شهر او بسيار به اركان مدينه فاضله فارابی و خواجه نصير نزديک است؛ به‌طورى كه می‎توان گفت او نيز به طور غيرمستقيم تحت تأثير انديشه‌های افلاطون و منابع يونانی قرار گرفته است؛ زيرا فارابى در كتاب خود بسيار از انديشه‌هاى افلاطون بهره برده است، از اين‌رو هم تامس‌مور و هم نظامى در تبيين اركان جهان مطلوب خود به «جمهور» افلاطون نظر داشته‌اند و به همين دليل اشتراكات آنها بسيار فراوان است، از جمله در هر دوى آنها عدالت و حكمت مهمترين ويژگى ساكنان و حاكم آرمان شهر است.

پس اگر افتراقى هم ديده مى‎شود در نتيجه نوع حكومت و تربيت جامعه و فرهنگ روزگار آنهاست؛ وگرنه در اصل ويژگى‌هاى مدينه، با هم افتراق چندانى ندارند، بنابراين مى‌توان گفت اغلب آرمان شهرها از يک اصول كلی و منطقی پيروی می‎كنند؛ اما اتوپياهاى غربی در پاره‌ای از نكات جزئى، مانند دين و نوع نگاه آنها به انسان و خدا و... با آرمان شهرهاى شرقى متفاوت هستند.

در پايان ذكر اين نكته خالی از فايده نيست كه اغلب معنويت و الهی بودن، جان كلام مدينه‌های فاضله شرقی است؛ در حالی كه ماديت و صرف زمينی و خاكی بودن جان كلام اتوپياهاى غربی است.

منابع و ماخذ

افلاطون، (1368)، جمهور، ترجمه فواد روحانى، تهران: علمى و فرهنگى

داورى، رضا، عصر اتوپى، تهران حكمت

خواجه نصيرالدين طوسى، اخلاق ناصرى، تصحيح و توضيح مجتبى مينوى، تهران خوارزمى

زرين‌كوب، عبدالحسين، 1383، پير گنجه در جستجوى ناكجاآباد، تهران: سخن

معين، محمد، 1385، فرهنگ معين، تهران: اشجع و ندا

مور، تامس، 1361، آرما نشهر(اتوپيا)، ترجمه داريوش آشورى و نادر افشارى، تهران: خوارزمى

نظامى گنجه‌ای، 1378، اقبال‌نامه، تصحيح و حواشى وحيد دستگردى، به كوشش سعيد حميديان، تهران: قطره

وايز، فيليپ‌پى، 1385، فرهنگ تاريخ انديشه‌ها (مطالعاتى درباره گزيد هاى از انديشه‌هاى اساسى)، ج اول، تهران: سعاد

وحيدى، حسين، پژوهشى در آرمان پارسايى در ايران، تهران: زندگى

ورنر، شارل،  1373، حكمت يونان، ترجمه بزرگ نادرزاد، تهران: علمى و فرهنگى

فصلنامه علمى پژوهشى، ادبيات تطبيقى واحد جيرفت، «ادبيات زيباشناسانه نزد افلاطون و ابن عربى»، بهروز حسن‌نژاد، سال سوم، شماره 10، صص 117-134

فصلنامه علمى پژوهشى، ادبيات تطبيقى واحد جيرفت، «بررسى تطبيقى انديشه‌‎هاى نقدى قدامه بن جعفر»، ارسطو و افلاطون، عباس مدنى، سال دوم، شماره 7، ص 145-170

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: