کد خبر: 4371124
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۴
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

شناخت امام زمان(عج)؛ اصلی‌ترین ستون دین‌داری

یک پژوهشگر حوزه مهدویت با بیان اینکه شناخت امام، نه یک مسئله فرعی یا مستحب، بلکه اصلی‌ترین ستون دین‌داری در هر عصری است، گفت: همان‌گونه که در دوران پیامبر(ص،)، شناخت و ایمان به آن حضرت شرط اساسی نجات بود، در هر عصر نیز شناخت امام زمان، شرط بقای بر دین و پرهیز از مرگ جاهلی به‌شمار می‌رود.

امام زمان

شناخت امام زمان(عج) از مهم‌ترین موضوعات اعتقادی در فرهنگ شیعه است؛ موضوعی که در روایات اسلامی نیز بر اهمیت آن تأکید فراوان شده است. پیامبر اکرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند: «مَن ماتَ و لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّةً؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.» این روایت نشان می‌دهد که مسئله شناخت امام، صرفاً یک شناخت تاریخی و اسمی نیست، بلکه معرفت و پیوند با امام زمان(عج) می‌تواند در مسیر زندگی و هویت دینی انسان نقشی اساسی داشته باشد. از همین‌رو، خبرنگار ایکنا از همدان، با محوریت این حدیث، به‌منظور بررسی مفهوم «معرفت امام»، ضرورت شناخت امام زمان(عج)، پیامدهای بی‌توجهی به این مسئله و وظایف منتظران در عصر غیبت، همزمان با آغاز امامت و ولایت حضرت حجت‌ بن الحسن(عج) با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا یوسفی راستگو پژوهشگر حوزه مهدویت گفت‌وگو کرده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم: 

ایکنا _ با توجه به این حدیث، پیامبر اکرم(ص) جایگاه شناخت امام را چگونه ترسیم می‌کنند؟

حدیث «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً» از احادیث متواتر و مشهور میان شیعه و اهل سنت است که در منابع متعدد فریقین نقل شده است. پیامبر اکرم(ص) در این حدیث، شناخت امام زمان را در بالاترین سطح ممکن از حیث اهمیت ترسیم می‌کنند؛ به‌گونه‌ای که عدم شناخت آن مساوی با مرگ جاهلیت شمرده شده است.

تعبیر «مرگ جاهلیت» در این روایت، بسیار پرمعناست. جاهلیت در فرهنگ اسلامی، نماد گمراهی، شرک و دوری از هدایت الهی است. پیامبر(ص) با این تشبیه، نشان می‌دهد که شناخت امام، نه یک مسئله فرعی یا مستحب، بلکه اصلی‌ترین ستون دین‌داری در هر عصری است. امام حسن عسکری(ع) در تأیید این حدیث می‌فرماید: «اِنَّ هذا حَقٌّ کَما اَنَّ النَّهارَ حَقٌّ»؛ یعنی این سخن حق است، همچنان که روز حق است.

از منظر این حدیث، شناخت امام به منزله حلقه اتصال مؤمن به اسلام است. همان‌گونه که در دوران پیامبر(ص)، شناخت و ایمان به آن حضرت شرط اساسی نجات بود، در هر عصر نیز شناخت امام زمان، شرط بقای بر دین و پرهیز از مرگ جاهلی به‌شمار می‌رود.

ایکنا _ آیا منظور از این شناخت فقط دانستن نام و نسب است یا معرفت عمیق‌تری را شامل می‌شود؟

شناخت امام در این حدیث، هرگز به دانستن صرف نام و نسب محدود نمی‌شود. واژه «یعْرِفْ» در زبان عربی، معرفت قلبی و شناخت عمیق همراه با باور و التزام را می‌رساند، نه صرف آگاهی سطحی.

معرفت حقیقی به امام، ابعاد گوناگونی دارد؛ اول شناخت مقام و منزلت امام، اینکه امام، حجت خدا بر زمین، خلیفه الهی و واسطه فیض الهی است. امام از برجسته‌ترین خلفای الهی است و خداوند در آیه 30 سوره مبارکه «بقره» می‌فرماید: «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً؛ و آن زمان را یاد آر که پروردگارت به فرشتگان گفت: به یقین جانشینی در زمین قرار می‌دهم»؛ این خلافت، امری دائمی و مستمر است.

دومین بُعد شناخت وظایف و تکالیف نسبت به امام است. معرفت امام، مستلزم شناخت حقوق امام بر گردن مؤمنان و وظایفی همچون اطاعت، محبت، نصرت و یاری است. سومین بُعد شناخت سیره و هدف امام است. اینکه امام چه اهدافی را دنبال می‌کند و حکومت جهانی او چه ویژگی‌هایی دارد و چهارمین بعد نیز شناخت نشانه‌های ظهور است. تا مؤمن بتواند امام حقیقی را از مدعیان دروغین بازشناسد.

امام باقر(ع) در روایتی می‌فرماید: «لَا یَعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یَعْرِفُوا إِمَامَهُمْ»؛ مردم عذری ندارند تا آنکه امام خود را بشناسند. این شناخت، معرفتی است که موجب تسلیم محض در برابر امام می‌شود؛ چنان‌که در روایت آمده است خدا قلب بنده‌ای را پاکیزه نمی‌کند مگر آنکه «تَسْلِیمًا لَنَا» یعنی تسلیم محض ما شود.

ایکنا _ راه‌های رسیدن به معرفت حقیقی امام در عصر غیبت چگونه است؟

معرفت به امام زمان(عج) در عصر غیبت، از دو مسیر کلی حاصل می‌شود؛ اولین مسیر معرفت اکتسابی است که از طریق مطالعه و تأمل در منابع دینی حاصل می‌شود. مطالعه کتاب‌ها و مقاله‌هایی که در زمینه سیره، مقامات و ویژگی‌های امامان معصوم(ع) نگاشته شده است.

همچنین خواندن و تدبر در زیارت‌ها دومین مسیر معرفت اکتسابی است. به‌ویژه زیارت جامعه کبیره که اوصاف بلند ائمه(ع) را به زیبایی ترسیم کرده و تأمل در آن، در حصول معرفت بسیار مؤثر است.

شناخت نشانه‌های ظهور نیز مسیر سوم را روشن می‌کند. مطالعه علائم حتمی و غیرحتمی ظهور موجب می‌شود تا مؤمن فریب مدعیان دروغین را نخورد. در این راستا دومین معرفت، معرفت اعطایی (هدیه الهی) است. که از طریق تقوا و پرهیزکاری، عمل به دانسته‌ها، خودسازی و ترک گناه و دعا و نیایش حاصل می‌شود.

قرآن کریم در آیه 29 سوره مبارکه «انفال» می‌فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً؛ اگر تقوا پیشه کنید، خدا نیروی تشخیص حق از باطل به شما عطا می‌کند.»؛ امام باقر(ع) نیز می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ بِما یَعْلَمْ عَلَّمَهُ اللّهُ ما لَمْ یَعْلَمْ؛ هر کس به آنچه می‌داند عمل کند، خدا آنچه را نمی‌داند به او یاد می‌دهد.»

انجام واجبات و ترک محرمات نیز، نخستین قدم برای رسیدن به معرفت و محبت حضرت است. گناهان، انسان را از امام زمان(عج) دور می‌کنند. علاوه بر این درخواست معرفت از خداوند و قرائت ادعیه مأثوره مانند دعای ندبه، زیارت عاشورا و نماز شب نیز در این معرفت الهی بسیار مؤثر هستند.

ایکنا _ چه رابطه‌ای بین معرفت امام و ولایت‌مداری وجود دارد؟ آیا می‌توان گفت هرچه شناخت بیشتر باشد، التزام به ارزش‌های دینی هم عمیق‌تر می‌شود؟

میان معرفت امام و ولایت‌مداری، رابطه‌ای تنگاتنگ  وجود دارد. ولایت، اصلی‌ترین آموزه اسلامی است و ولایت‌مداری راستین جز با بصیرت و آگاهی کافی به‌دست نمی‌آید.

معرفت امام، زمینه‌ساز ولایت‌پذیری است؛ زیرا انسان تا کسی را نشناسد و به مقام و منزلت او پی نبرد، نمی‌تواند او را به‌درستی بپذیرد و از او اطاعت کند. از سوی دیگر، خود ولایت‌مداری نیز معرفت را افزایش می‌دهد؛ چنان‌که عمل به دانسته‌ها، علم و معرفت را بالاتر می‌برد.

بر این اساس هرچه شناخت عمیق‌تر باشد، التزام به ارزش‌های دینی نیز عمیق‌تر می‌شود؛ چراکه معرفت، محبت را افزایش می‌دهد و محبت، انگیزه عمل را تقویت می‌کند، معرفت، بصیرت می‌آفریند و انسان را در تشخیص وظایف دینی تواناتر می‌کند.

معرفت، یقین را بالا می‌برد و در برابر شبهات و مشکلات، استقامت می‌بخشد. ولایت با معنای جامع خود، کلید قبول و رد همه اعمال است و با شناخت آن، اقرار به آن، دوست داشتن آن و عمل بر طبق آن حاصل می‌شود.

ایکنا _ از منظر قرآن کریم، چه مفاهیمی می‌توانند زمینه‌ساز تعمیق معرفت به امام و تقویت فرهنگ انتظار باشند؟

قرآن کریم مفاهیم ارزشمندی را ارائه می‌دهد که می‌توانند زمینه‌ساز تعمیق معرفت به امام و تقویت فرهنگ انتظار باشند به عنوان نمونه آیه اولی‌الامر «أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» (نساء/ آیه ۵۹). این آیه، اطاعت از اولی‌الامر را در کنار اطاعت از خدا و رسول قرار داده است. از نظر شیعه، اولی‌الامر همان امامان معصوم(ع) هستند و شناخت آنان پیش‌نیاز اطاعت از ایشان است.

دیگری آیه ولایت است؛ «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» (سوره مائده/ آیه ۵۵). این آیه، ولایت را منحصر در خدا، پیامبر و مؤمنان خاص (اهل بیت(ع)) می‌داند.

آیه دیگر آیه نور است؛ «اللّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ...» (سوره نور/ آیه ۳۵)؛ امامان معصوم(ع) مظاهر نور الهی هستند و معرفت به ایشان، معرفت به نور خداوند است. آیه خلیفةالله «إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (سوره بقره/ آیه ۳۰). این آیه نشان می‌دهد که خداوند همواره خلیفه‌ای در زمین دارد و امام زمان(عج) همان خلیفه الهی در عصر حاضر است.

آیات مربوط به انتظار فرج مانند «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ...» (سوره قصص/ آیه ۵) که نوید پیروزی مستضعفان و برپایی حکومت صالحان را می‌دهد. آیات مربوط به حکومت صالحان مانند «وَ عَدَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ...» (سوره نور/ آیه ۵۵).

انتهای پیام
خبرنگار:
عاطفه ابرار پیراسته
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha