کد خبر: 4056028
تاریخ انتشار: ۰۵ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۰

شهیدی که حکم اعدامش سندی تاریخی شد

شهید سعید گیل‌آبادی از شهدای جاویدالاثر خرم‎آباد است که در ماه‌های آخر رژیم ستم‌شاهی، تحت تعقیب قرار گرفت و پس از دستگیری توسط ساواک، به زندان اطلاعات ارتش تحویل داده و حکم اعدام وی صادر شد؛ اما با پیروزی حرکت انقلابی مردم ایران این حکم به سندی تاریخی تبدیل شد.

شهید سعید گیل‌آبادیبه گزارش ایکنا از لرستان، شهید سعید گیل‌آبادی از شهدای جاویدالاثر شهرستان خرم‎آباد است که در یکم مردادماه سال 1340 در خرم‎آباد متولد شد و در دوم مهرماه سال 1359 در قصرشیرین به شهادت رسید.

شهید گیل‌آبادی آبان‌ماه سال 1340 در محله قدیمی باغ دختران خرم‎آباد در خانواده‌ای مذهبی دیده به جهان گشود از همان دوران کودکی جذب جلسات مذهبی به‌ویژه جلسات قرآن شد، ورزش را سرلوحه حرکت جوانی خود در کنار جوانمردی و یاری به ضعفا قرار داد تا به مدارجی از ورزش پهلوانی و کشتی کشور دست یافت.

در لحظات پُرالتهاب قبل از انقلاب، با تأسی به امام راحل(ره) و تحت فرامین عالیه انقلاب با گروه‌های فعال انقلابی همکاری نزدیکی داشت و تا جایی پیش تاخت که از نیروهای جوان برای سرآهنگی حرکات انقلاب در شهر خرم‎آباد بهره جست، اعلامیه‌های آزادی‌بخش امام را از خارج استان و از علما دریافت و در سطح وسیع تکثیر و با گروه‌های انقلابی بین مردم توزیع می‎کرد.

در ماه‌های آخر رژیم ستم‌شاهی، تحت تعقیب قرار گرفت و پس از دستگیری توسط ساواک، به زندان اطلاعات ارتش تحویل داده و حکم اعدام وی توسط ساواک صادر شد؛ اما با پیروزی حرکت انقلابی مردم ایران این حکم به سندی تاریخی تبدیل شد.

در آخرین ساعات سرنگونی رژیم پهلوی، با طراحی و ساماندهی گروه‌های انقلابی، ژاندارمری خرم‎آباد را تسخیر کردند و به عنوان اولین جوانان وارد این نهاد شاهنشاهی شدند.

نامش با تعدادی دیگر در تاریخ ثبت شد به صورتی‎ که درب اصلی ژاندارمری توسط وی و دوستانش به‌روی مردم گشوده شد و بدین ترتیب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در گروه‌های مردمی که در نهایت منجر به تشکیل کمیته شد مشغول به فعالیت و مبارزه با گروه‌های متعدد ضدانقلاب شد؛ به طوری‌که در این مبارزات چندین بار زخمی شد و در نهایت سکان هدایت شهر خرم‎آباد را با نیروهای انقلابی به دست گرفتند.

در همراهی شهید محراب آیت‌الله مدنی و آیت‌الله طاهری خرم‎آبادی به عنوان جوانان شاخص در کنار روحانیت نقش بسزایی را ایفا کرد، سپس در سرکوبی منافقین در کردستان قبل از جنگ تحمیلی با اکیپی مردمی که از خرم‎آباد اعزام شدند، نقش راهبردی داشت.

در سال 1359 در قصرشیرین مستقر شد و به محافظت از کیان کشور پرداخت، در اولین لحظات جنگ تیتر اول روزنامه کیهان با این مضمون(9 نفر جلوی هفت لشکر مکانیزه عراق را گرفتند) خواندنی است با عده قلیلی برای اینکه دشمن به مردم قصرشیرین و ناموس مردم نرسد در یکم خردادماه در مقابل لشکر تا به دندان مسلح مقاومت کرد.

نیروهای عراقی پس از مقاومت جوانمردانه وی و همسنگرانش آنها را محاصره و دستگیر کردند و از رادیو صدای عراق از این دستگیری به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد کردند و گفتند: پاسداران خمینی(نامشان بیان شد) به دست نیروهای عراقی دستگیر شدند.

پس از دستگیری به اردوگاه منتقل می‎شوند و در اردوگاه به گواه و حکایت از همسنگرانش تحت عنوان پاسدار امام خمینی معرفی می‏‌شود سه روز با دستان بسته جلوی اسیران دیگر او را به نمایش می‎گذارند و دایم مورد ضرب و شتم قرار می‎دهند و از او می‎خواهند اعتراف کند؛ اما این کار محقق نمی‎شود، در آخرین لحظات افسر عراقی به ساحت امام توهین می‎کند؛ اما ایشان تحمل نکرده و افسر مزبور را کتک می‎زند و از آن تاریخ به استناد نامه‌های آقایان شرافتی و شریفی به سلول انفرادی در طبقه سوم زیرزمین با نور قرمز در مرز عراق و اردن منتقل می‎شود این مکان جایی است که فرماندهان ایرانی در آنجا نگهداری می‏‌شدند.

بعد از اعلام این اطلاعات به صلیب سرخ جهانی توسط ایران هیچ پاسخی از سوی عراق دریافت نمی‎شود و سرانجام بعد از بیست سال سپاه پاسداران بدون هیچ نشانی رسماً اعلام کرد که «ایشان و گروهی از فرماندهان و فرزندان این مرز و بوم توسط رژیم بعث عراق به شهادت رسیده‌اند».

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :